محمد الريشهري
53
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
مىگويند : پروردگارا ! دو بار ، ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ، ما را زنده گردانيدى . به گناهانمان اعتراف كرديم . پس آيا راه بيرون شدنى [ از آتش ] هست ؟ » . اين آيه از دو بار مردن و زنده شدن ياد مىكند . با توجّه به اين كه مرگ ، تنها در جايى معنا دارد كه پيش از آن زندگى باشد ، نمىتوان برخى تفاسير « 1 » را كه مرگ اوّل را مربوط به نبودن قبل از خلقت معنا كردهاند ، پذيرفت . جملهء « أمَتَّنا » ، بر اين دلالت دارد كه گوينده ، هويّتى دارد و دو مرگ را درك كرده است ، در حالى كه پيش از به وجود آمدن ، هويّتى براى گوينده متصوّر نيست تا بگويد « أمَتَّنا » . پس از بازگشت به زندگى در قيامت نيز ديگر مرگى نيست . حتّى اگر نبود قبل از خلقت را « مرگ » به حساب آوريم ، امّا « ميراندن » به حساب نمىآيد ؛ زيرا در ميراندن ، شرط است كه فرد ، قبل از مردن ، زنده باشد . اين آيه ، از « ميراندن » سخن مىگويد ، نه از « مرگ » . پس اين تفسير نمىتواند درست باشد . سُدّى « 2 » ، مرگ اوّل را در دنيا و زنده شدن اوّل را در قبر مىداند كه در آن جا مورد خطاب قرار مىگيرد ، سپس مىميرد و مجدّداً در قيامت زنده مىشود . ابن كثير ضمن بيان گفتهء سدى ، نظر ابن زيد را نيز نقل مىكند كه بر اساس آن ، يك زندگى در عالم ذَر است و يكى در عالم دنيا و دو مرگ نيز در پى هر زندگى است . وى هر دو را رد مىكند و مىگويد : لازمهء آنها ، اين است كه سه زندگى و مرگ داشته باشند . « 3 » البتّه استدلال وى مخدوش است ؛ زيرا با اين حساب ، سه زندگى و دو مرگ درست مىشود ، نه سه مرگ ؛ زيرا پس از آخرين زندگى ، يعنى حيات اخروى ، ديگر مرگى در كار نيست .
--> ( 1 ) . مانند ابن مسعود ، ابن عبّاس ، ضحّاك ، قتاده و ابو مالك . ابن كثير و تعدادى ديگر از مفسّران اهل سنّت ، از اينتفسير پيروى كردهاند ( تفسير ابن كثير : ج 7 ص 122 ) . ( 2 ) . اسماعيل ابن عبدالرحمن ( م 127 ه ق ) يكى از مفسران قرن دوم است . ( 3 ) . تفسير ابن كثير : ج 7 ص 123 .